ترجمه "infernal" به فارسی
جهنمی, دوزخی, اهریمنی بهترین ترجمه های "infernal" به فارسی هستند.
infernal
adjective
noun
دستور زبان
of, or relating to hell, or the world of the dead; hellish [..]
-
جهنمی
I should think not, with such an infernal row in the street, said Galli, irritably.
گالی با عصبانیت گفت: با این هیاهوی جهنمی خیابان فکر نمیکنم بشنوید.
-
دوزخی
Never, never had he suffered so infernally!
هرگز، هرگز رنجی تا به این حد دوزخی تحمل نکرده بود!
-
اهریمنی
adjectivetreat it with his infernal paint
آن رنگ اهریمنی را به او بمالد
-
ترجمه های کمتر
- شیطانی
- شریرانه
- ملعون
- شریر
- (اسطوره های یونان و روم) وابسته به جهان مردگان
- (عامیانه) لعنتی
- بی برگ
- سر در گم
- وابسته به عالم اسفل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infernal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infernal" با ترجمه به فارسی
-
عالم اموات
-
دوزخی بودن · دیو خویی · زشتی بسیار · شناعت · شیطان صفتی
-
(قدیمی) · بمب ساعتی · تله ی انفجاری
-
بادیو خویی · باشیطان صفتی · دیوخویانه
-
بادیو خویی · باشیطان صفتی · دیوخویانه
-
بادیو خویی · باشیطان صفتی · دیوخویانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن