ترجمه "influx" به فارسی

هجوم, ریزشگاه, مصب بهترین ترجمه های "influx" به فارسی هستند.

influx noun دستور زبان

A flow inward or into something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هجوم

    noun

    Even rich European countries could never handle such an influx

    حتی کشورهای ثروتمند اروپایی نمی توانند چنین هجوم سنگینی را

  • ریزشگاه

  • مصب

  • ترجمه های کمتر

    • درآیند
    • (ورود دایمی مردم یا کالا) سیل
    • جریان به داخل
    • درون روانگی
    • درون روند
    • درون ریز
    • درون ریزی
    • درون شاریدگی
    • دهانه ی رودخانه
    • ریزش درونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " influx " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "influx" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه