ترجمه "inheritable" به فارسی

(ملک و غیره) قابل ارث بری, دارای حق ارث بری, مانداک بر بهترین ترجمه های "inheritable" به فارسی هستند.

inheritable adjective

That can be inherited [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ملک و غیره) قابل ارث بری

  • دارای حق ارث بری

  • مانداک بر

  • ترجمه های کمتر

    • وارث قانونی
    • وراثت پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inheritable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inheritable" با ترجمه به فارسی

  • مالیات ارث · مالیات بر ارث
  • توارث دارایی · واگذاریهای مالکیت
  • وراثت چندگانه
  • 1-میراث(معمولاً خانوادگی و فردی نه قومی و ملی و...) آنچه در خانواده یا غیراز آن از فردی به فرد دیگر به ارث برسد 2-عمل ارث بری · ارث · ارث بری · بخش · برماند · توارث · توارث مالکيت · مانداک · مردری · مرده ریگ · میراث · میراث خواری · همریگی · وراثت · ویژگی یا خصومت ارثی
  • توارث · توارث مالکيت
  • توارث (اقتصاد)
  • توارث · توارث مالکيت
  • توارث غير مندلي
اضافه کردن

ترجمه های "inheritable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه