ترجمه "inhumane" به فارسی
نادلسوز, نامردمی, سنگدل بهترین ترجمه های "inhumane" به فارسی هستند.
inhumane
adjective
دستور زبان
lacking pity or compassion for misery and suffering; cruel, unkind, not humane. [..]
-
نادلسوز
-
نامردمی
Far too many innocent people suffer because of circumstances of nature as well as from man’s inhumanity.
تعداد بسیار زیادی از مردم بیگناه از شرایط طبیعت همچنین از نامردمی رنج می برند.
-
سنگدل
-
ترجمه های کمتر
- (عاری از حس همدردی - نامتاثر از رنج دیگران) نامردم دوست
- بی رحم
- بی شفقت
- دل سخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inhumane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inhumane" با ترجمه به فارسی
-
بیداد
-
بی رحم · بیدادگر · ستمگر · ستمگرانه · ظالم · ظالمانه · غیر انسانی · غیر بشر · غیر بشری · غیرانسان
-
نامردمی
-
بی رحمی · بیرحمی · جور · دل سختی · رفتار غیر انسانی · سبعیت · ستم · سخن بی رحمانه · سنگدلی · قساوت · نامردمی
-
بی رحمی · بیرحمی · جور · دل سختی · رفتار غیر انسانی · سبعیت · ستم · سخن بی رحمانه · سنگدلی · قساوت · نامردمی
-
بی رحم · بیدادگر · ستمگر · ستمگرانه · ظالم · ظالمانه · غیر انسانی · غیر بشر · غیر بشری · غیرانسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن