ترجمه "ink" به فارسی

مرکب, جوهر, (خودمانی) امضا کردن بهترین ترجمه های "ink" به فارسی هستند.

ink verb noun دستور زبان

A pigment (or dye)-based fluid used for writing, printing etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرکب

    noun

    coloured fluid used for writing [..]

    The word moor only was printed in ink.

    کلمه خلنگزار تنها کلمهای بود که با مرکب نوشته شده بود.

  • جوهر

    noun

    coloured fluid used for writing

    Harry could see three letters addressed in green ink.

    هری متوجه شد که این بار نشانی سه نامه با جوهر سبز رنگ نوشته شده است.

  • (خودمانی) امضا کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی) تبلیغات (به ویژه در روزنامه)
    • (ماده ی سیاهی که برخی جانوران دریایی مانند اختاپوس برای دفاع از خود می تراوند) سیه تراوه
    • با جوهررسم کردن یا کشیدن
    • جوهر چاپ
    • سپیا (sepia)
    • سیاه آب
    • قلم دیجیتال
    • مر کب
    • مرکب (یا جوهر) مالیدن بر
    • مرکب پاشیدن (روی چیزی)
    • مرکب چاپ
    • مرکبی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ink

An option that allows you to enter text in handwritten form. Instead of converting your handwritten text to typed text, the text is converted to an object and displayed exactly as you wrote it.

+ اضافه کردن

"Ink" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ink در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ink"

عباراتی شبیه به "ink" با ترجمه به فارسی

  • مرکب زنی · مرکب مالی · نوشتن با قلم لوح
  • (در دفتر حساب شرکت ها و غیره) بدهکار · بدهکاری · بدهی · جوهر قرمز · قرض · قرض داری
  • مرکب چین
  • دوات
  • (جوهری که پس از حرارت دادن و غیره هویدا می شود) جوهر ناپیدا · جوهر نامرئی
  • رسم با قلم
  • جوهر نامرئی (invisible ink هم می گویند)
  • جوهری · مرکبی
اضافه کردن

ترجمه های "ink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه