ترجمه "innovation" به فارسی
نوآوری, ابداع, اختراع بهترین ترجمه های "innovation" به فارسی هستند.
The act of innovating; the introduction of something new, in customs, rites, etc. [..]
-
نوآوری
nounapplication of better solutions that meet new requirements, inarticulated needs, or existing market needs
They thought it'd be more innovative without it.
فکر کردند بدون آن بیشتر نوآوری وجود خواهد داشت.
-
ابداع
nounThis is real innovation, and I define it as problem-solving.
این یک ابداع واقعی است و آن را بعنوان حلال مشکل تعریف می کنم.
-
اختراع
nounWhat we really want is that this innovation happens
چیزی که ما میخواهیم اینه که اختراع بطور دائم اتفاق بیفته.
-
ترجمه های کمتر
- ابتکار
- تازه اندیشی
- هرچیز نوآورده و ابتکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innovation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
خلاقیت
They enable their teachers to make innovations in pedagogy.
آنها معلمانشان را در ایجاد نوآوری و خلاقیت در فرایند تربیت، توانا کرده اند.
عباراتی شبیه به "innovation" با ترجمه به فارسی
-
نوآوری تحول آفرین
-
نوآوری اجتماعی
-
ابتکار کردن · ابداع کردن · تازه اندیشی کردن · نوآوری کردن
-
نوآور
-
بدعت گذار · مبتکر
-
نوآوری و ابتکار
-
فرآیند هوشمندی سریع در نوآوری
-
نوآوری کردن