ترجمه "innovatory" به فارسی
ابداعی, بدعت امیز, بدعت گذارنده بهترین ترجمه های "innovatory" به فارسی هستند.
innovatory
adjective
دستور زبان
Producing new ideas or products [..]
-
ابداعی
-
بدعت امیز
-
بدعت گذارنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innovatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن