ترجمه "innumerous" به فارسی
نشمرده, کثیر, بیشمار بهترین ترجمه های "innumerous" به فارسی هستند.
innumerous
adjective
دستور زبان
Not capable of being counted or numerated; indefinitely numerous. [..]
-
نشمرده
adjective -
کثیر
adjective -
بیشمار
adjectiveDuring this parade, and at innumerable cart tail meetings as well, Jurgis labored tirelessly.
یورگیس در این رژه و در میتینگهای بیشمار دیگر بطرز خستگی ناپذیری فعالیت میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- بی حد و حصر
- بی شمار
- شمرده نشده
- غیر قابل شمارش
- غیرقابل شمارش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innumerous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "innumerous" با ترجمه به فارسی
-
ناوارد به ریاضیات و علوم
-
بيشمار · بی حد و حصر · بی شمار · بیشمار · شمارش ناپذیر · شمرده نشده · غیر قابل شمارش · غیرقابل شمارش · نشمرده · کثیر
-
بطور بی شمار · چنانکه به شماره درنیاید
-
بیشماری
-
بيشمار · بی حد و حصر · بی شمار · بیشمار · شمارش ناپذیر · شمرده نشده · غیر قابل شمارش · غیرقابل شمارش · نشمرده · کثیر
-
بيشمار · بی حد و حصر · بی شمار · بیشمار · شمارش ناپذیر · شمرده نشده · غیر قابل شمارش · غیرقابل شمارش · نشمرده · کثیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن