ترجمه "inoffensive" به فارسی
ملایم, بیضرر, آرام بهترین ترجمه های "inoffensive" به فارسی هستند.
inoffensive
adjective
دستور زبان
(Can we add an example for this sense?) [..]
-
ملایم
adjectiveBy nature inoffensive, friendly, and obliging, his presentation at St. James's had made him courteous.
ذاتاً ملایم و بامحبت و مودب بود، و بعد از شرفیابی درکاخ سنت جیمزا مبادی آداب و خوشرفتارتر هم شده بود.
-
بیضرر
-
آرام
adjective noun proper -
بی آزار
The office inside was beige with celery green accents, inoffensive and unremarkable.
داخل دفتر قهوه ای رنگ با تزئیناتی به رنگ سبز کمرنگ بود. ساده و بی آزار.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inoffensive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inoffensive" با ترجمه به فارسی
-
بی انکه زننده باشد · یا ازاری برساند
-
بی ازاری · زننده نبودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن