ترجمه "insincere" به فارسی

ریاکارانه, دورو, ریاکار بهترین ترجمه های "insincere" به فارسی هستند.

insincere adjective دستور زبان

not serious [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریاکارانه

    he resumed, taking the usual course from detraction to insincere eulogy

    در حالی که ریاکارانه راهش را از بدگویی به سمت ستایش کج میکرد گفت:

  • دورو

    noun
  • ریاکار

    He glanced across the top of the paper he was reading, showing a pair of dark, insincere, sharp staring eyes.

    از بالای روزنامهای که دستش بود نگاهی کرد و جفت چشمهای سیاه ریاکار و زیرکش را به او نشان داد.

  • ترجمه های کمتر

    • دوبل
    • غیرصمیمانه
    • غیرصمیمی
    • ناهمدل
    • ناهمدلانه
    • نایکرنگ
    • با دو رویی
    • شیله پیله دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insincere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insincere" با ترجمه به فارسی

  • (جمع) عمل یا اظهارنظر ریاکارانه · دورویی · ریا · ریاکاری · شیله پیله · عدم صمیمیت · غیرصمیمیت · ناهمدلی · نایکرنگی
  • ازروی ریا · ازروی عدم خلوص · ریا کارانه
  • ازروی ریا · ازروی عدم خلوص · ریا کارانه
اضافه کردن

ترجمه های "insincere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه