ترجمه "interact" به فارسی
بر هم کنش داشتن (یا کردن), تاثیر متقابل کردن, فعل و انفعال کردن بهترین ترجمه های "interact" به فارسی هستند.
interact
verb
noun
دستور زبان
A short act or piece between others, as in a play; an interlude; hence, intermediate employment or time. [..]
-
بر هم کنش داشتن (یا کردن)
-
تاثیر متقابل کردن
-
فعل و انفعال کردن
-
ترجمه های کمتر
- متقابلا عمل کردن
- هم کنش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interact " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interact" با ترجمه به فارسی
-
برهمکنشی غذایی-دارویی
-
طراحی تعامل
-
اندرکنش قوی · نیروی هستهای قوی
-
برهمکنش الکتروضعیف · تعامل الکترو-ضعیف؛ برهم کنش الکترو-کم توان؛
-
بر هم کنش ضعیف · نیروی هستهای ضعیف
-
برهمکنشی ژن · تعامل ژن · روايستايي
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
کنش تعامل پیوسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن