ترجمه "interact" به فارسی

بر هم کنش داشتن (یا کردن), تاثیر متقابل کردن, فعل و انفعال کردن بهترین ترجمه های "interact" به فارسی هستند.

interact verb noun دستور زبان

A short act or piece between others, as in a play; an interlude; hence, intermediate employment or time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بر هم کنش داشتن (یا کردن)

  • تاثیر متقابل کردن

  • فعل و انفعال کردن

  • ترجمه های کمتر

    • متقابلا عمل کردن
    • هم کنش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interact " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interact" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interact" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه