ترجمه "intercalation" به فارسی
افزایش, کبیسهگیری, درج بهترین ترجمه های "intercalation" به فارسی هستند.
intercalation
noun
دستور زبان
a period inserted into a calendar as in a leap year. [..]
-
افزایش
noun -
کبیسهگیری
insertion of a leap day, week, or month into some calendar years to make the calendar follow the seasons or moon phase
-
درج
noun -
روزیا ماه بسال قمری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intercalation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intercalation" با ترجمه به فارسی
-
(یک روز یا ماه یا سال به تقویم افزودن) کبیسه کردن · بهیزک کردن · درج کردن · دورن گذاری کردن · میان گذاری کردن · میان گذاشت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن