ترجمه "interglacial" به فارسی

(تشکیل شده یا روی داده میان دو دوران یخبندان) میان یخبندانی, میان یخ دورانی بهترین ترجمه های "interglacial" به فارسی هستند.

interglacial adjective noun دستور زبان

Occurring between ice ages. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (تشکیل شده یا روی داده میان دو دوران یخبندان) میان یخبندانی

  • میان یخ دورانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interglacial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interglacial" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interglacial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه