ترجمه "intermixture" به فارسی

اختلاط, آمیزه, مخلوط بهترین ترجمه های "intermixture" به فارسی هستند.

intermixture noun دستور زبان

A mass formed by mixture; a mass of ingredients mixed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختلاط

    noun

    or by any intermixture of all these, even or uneven;

    یا به علت اختلاط و تداخل تمامی اینها به طور مساوی یا غیر مساوی

  • آمیزه

    noun
  • مخلوط

    noun

    The popular imagination seasoned the sombre Parisian sink with some indescribably hideous intermixture of the infinite.

    تصور عمومی، این چاهک تیره پاریسی را نمیدانم با چه مخلوط نفرتآور از ابدیت چاشنی میزد.

  • ترجمه های کمتر

    • درآمیزی
    • ترکیب
    • (ماده ی افزوده شده به ترکیب یا آمیزه) هم آمیزه
    • میان آمیزه
    • هم آمیزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intermixture " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intermixture" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه