ترجمه "intertie" به فارسی

بست در میان دو تیر, تیر افقی که تیرهای عمودی را بهم نگاه میدارد بهترین ترجمه های "intertie" به فارسی هستند.

intertie noun دستور زبان

In any framed work, a horizontal tie other than sill and plate or other principal ties, securing uprights to one another.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بست در میان دو تیر

  • تیر افقی که تیرهای عمودی را بهم نگاه میدارد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intertie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intertie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه