ترجمه "interurban" به فارسی
قطار, بین شهری, راه آهن و ... بین شهری بهترین ترجمه های "interurban" به فارسی هستند.
interurban
adjective
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, involving or joining two or more urban centres [..]
-
قطار
nounthe trip to Schenectady on the interurban before the drug stores over there should close.
پیش از بسته شدن داروخانهها خود را با قطار به اسکنکتدی برساند.
-
بین شهری
-
راه آهن و ... بین شهری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interurban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن