ترجمه "interweave" به فارسی
درهم بافتن, درآمیختن, (مجازی) همبستگی نزدیک داشتن بهترین ترجمه های "interweave" به فارسی هستند.
interweave
verb
دستور زبان
To combine two things through weaving [..]
-
درهم بافتن
verb -
درآمیختن
-
(مجازی) همبستگی نزدیک داشتن
-
همباف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interweave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن