ترجمه "intestinal" به فارسی

رودوی, رودگانی, روده ای بهترین ترجمه های "intestinal" به فارسی هستند.

intestinal adjective دستور زبان

Relating to the intestines. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رودوی

    relating to the intestines

  • رودگانی

  • روده ای

    You can learn a lot about ancient diet and intestinal disease,

    شما می تونید اطلاعات زیادی از رژیم غذایی پیشینیان و بیماریهای روده ای کسب کنید

  • وابسته به روده ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intestinal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intestinal" با ترجمه به فارسی

  • (کالبد شناسی) روده ی کوچک (که مشتمل است بر: duodenum و jejunum و ileum - رجوع شود به تصوی4ر: intestine) · ايلئوم · دوازدهه · راستروده · روده باریک · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · روده کوچک · رودهها · كولون · ژژونوم
  • اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
  • قولنج
  • جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
  • ميكروارگانيسمهاي رودهاي
  • ولولوس
  • فلور رودهاي
  • جذب رودهاي · جذب گوارشي · درونجذبی گوارشی
اضافه کردن

ترجمه های "intestinal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه