ترجمه "intolerance" به فارسی
تعصب, نابردباری, برناپشتی بهترین ترجمه های "intolerance" به فارسی هستند.
intolerance
noun
دستور زبان
(uncountable) the state of being intolerant [..]
-
تعصب
nounYou are always intolerant when you talk about Protestants.
هرگاه راجع به پروتستانها صحبت میکنی تعصب نشان میدهی.
-
نابردباری
noun -
برناپشتی
-
ترجمه های کمتر
- سنگاش
- ناآزادگی
- نارواداری
- (نداشتن بردباری نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) پی ورزی
- (پزشکی) حساسیت نسبت به چیزی
- آزیر (آلرژی)
- بی تابی
- تاب ناوری
- عدم تحمل
- عدم قبول
- فقدان رواداری
- نابردباری (عقیدتی)
- کوته فکری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intolerance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Intolerance
Intolerance (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Intolerance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intolerance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "intolerance" با ترجمه به فارسی
-
تحمل نا پذیری · سختی
-
تاب نیاوردنی · تحمل ناپذیر · توان فرسا
-
بطور تحمل ناپذیر · بطور غیر قابل تحمل · سخت · چنانکه نتوان بردباری کرد
-
نابردباری دینی
-
تحمل ناپذیری
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
-
عدم تحمل ارثی فروکتوز
-
(نابرد بار نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) متعصب · برنایشت · متعصب · متعصبانه · ناآزاده · نابردبار (عقیدتی) · ناروادار · پی ورز · کوته فکر · کوته فکرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن