ترجمه "intoxicating" به فارسی

از خود بیخود کننده, مست کننده, مسکر بهترین ترجمه های "intoxicating" به فارسی هستند.

intoxicating adjective verb دستور زبان

(of a substance) Able to intoxicate; an intoxicant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از خود بیخود کننده

  • مست کننده

    You just inhale the intoxicating aroma.

    کافيه فقط بوي مست کننده اش رو استنشاق کني

  • مسکر

  • کیف دهنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intoxicating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intoxicating" با ترجمه به فارسی

  • از خود بیخود شده · خیس · دیوانه · مست · مست شده
  • مسمومیت
  • (دارو یا مواد مخدر) از خود بی خود کردن · (پزشکی) مسموم کردن · بالا بردن · به شور وشعف درآوردن · تخدیر کردن · زهرزده کردن · سرمست کردن · سرکیف آوردن · متعال ساختن · مست کردن · نشئه کردن · کرخاندن · گرست کردن
  • توكسيكوز · خُلرزدگي · زهرخوني · زهرزدگي · زهرزدگی · سرشادی · سرمستی · شور و شعف · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز · مست شدگی · مستی · مسموميت با ماهي · مسمومیت · گرستی
  • مسمومیت آب
  • توكسيكوز · خُلرزدگي · زهرخوني · زهرزدگي · زهرزدگی · سرشادی · سرمستی · شور و شعف · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز · مست شدگی · مستی · مسموميت با ماهي · مسمومیت · گرستی
  • توكسيكوز · خُلرزدگي · زهرخوني · زهرزدگي · زهرزدگی · سرشادی · سرمستی · شور و شعف · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز · مست شدگی · مستی · مسموميت با ماهي · مسمومیت · گرستی
  • (دارو یا مواد مخدر) از خود بی خود کردن · (پزشکی) مسموم کردن · بالا بردن · به شور وشعف درآوردن · تخدیر کردن · زهرزده کردن · سرمست کردن · سرکیف آوردن · متعال ساختن · مست کردن · نشئه کردن · کرخاندن · گرست کردن
اضافه کردن

ترجمه های "intoxicating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه