ترجمه "intumescent" به فارسی
بالاامده, اماس کرده, اماس کننده بهترین ترجمه های "intumescent" به فارسی هستند.
intumescent
adjective
noun
دستور زبان
That becomes swollen, especially upon exposure to heat [..]
-
بالاامده
-
اماس کرده
-
اماس کننده
-
ترجمه های کمتر
- باد کرده
- باد کننده
- طغیان کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intumescent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intumescent" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه در اثر گرما) آماس کردن · بالا آمدن · فراخ شدن · ور آمدن · کف کردن
-
آماس · آمو · اندام آماسیده · غده · فراخی شدگی · ورآمدگی · کف کردگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن