ترجمه "inversion" به فارسی
وارونی, وارونگی, تقلیب بهترین ترجمه های "inversion" به فارسی هستند.
inversion
noun
دستور زبان
the action of inverting [..]
-
وارونی
-
وارونگی
Today, though, I’m going to talk about Darwin’s other strange inversion,
به هرحال امروز میخواهم دربارهٔ وارونگی غیرمتجانس دیگری از داروین بحث کنم،
-
تقلیب
-
ترجمه های کمتر
- دمرویی
- معکوسیت
- وارونش
- عکس
- قلب
- (دستور زبان و معانی بیان) جابجاسازی
- (روان پزشکی) همجنس بازی
- (ریاضی) وارون کنشی
- (شیمی) دگرگونی شیمیایی (به ویژه تبدیل یک ترکیب ایزومری به نوع وارون خود)
- (موسیقی) وارون سازی پرده
- وارون سازی
- وارونگی هوا
- پس و پیشی
- پشت و رویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inversion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inversion" با ترجمه به فارسی
-
معادله معکوسه
-
وارونگی دما
-
برگرداندنی · مبنی بر قلب
-
تابعهای وارون مثلثاتی
-
تابع وارون هذلولی
-
وارونگی جمعیت
-
مسائل معکوس
-
(ریاضی) قلب · (نادر) معکوس کردن · برعکس · برگردان · برگشته · دمرو · رویارو · عکس · مخالف · معکوس · مقابل · مقلوب · نگون · نگونسار · وارون · وارون کردن · وارونه · واژگون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن