ترجمه "io" به فارسی
(اسطوره ی یونان) آیو (دختری که زاوش عاشق او بود و او را تبدیل به گاو ماده کرد), (نجوم) آیو, ایو (یکی از ماه های مشتری) بهترین ترجمه های "io" به فارسی هستند.
io
noun
interjection
دستور زبان
A type of moth, the io moth. [..]
-
(اسطوره ی یونان) آیو (دختری که زاوش عاشق او بود و او را تبدیل به گاو ماده کرد)
-
(نجوم) آیو
-
ایو (یکی از ماه های مشتری)
-
مخفف : (شیمی) نشان ایونیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " io " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Io
proper
noun
(mythology) Io, daughter of Inachus. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Io" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Io در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
IO
abbreviation
input and output [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"IO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای IO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "io"
عباراتی شبیه به "io" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) پروانه ی آیو (Automeris io که درشت و زرد فام و بومی امریکای شمالی است)
-
طاووس
-
(جانورشناسی) پروانه ی آیو (Automeris io که درشت و زرد فام و بومی امریکای شمالی است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن