ترجمه "iris" به فارسی
عنبیه, ایریس, زنبق بهترین ترجمه های "iris" به فارسی هستند.
(botany) A plant of the genus Iris , common in the northern hemisphere, and generally having attractive blooms. [..]
-
عنبیه
nounpart of the eye [..]
-
ایریس
Iris (mythology) [..]
You said that Iris might have some contacts.
تو گفتی که ایریس ممکنه چند تا رابطه داشته باشه
-
زنبق
nouna bluish haze rested upon the cots covered with iris.
شعلههای آبیرنگ شمعها بر کلبههای پوشیده از زنبق نور میانداخت.
-
ترجمه های کمتر
- رنگارنگی
- رنگینی
- (اسطوره ی یونان) الهه ی رنگین کمان
- (شعر) رنگین کمان
- (کالبدشناسی) رنگینه
- (گیاه شناسی) زنبق (نام انواع جنس زنبق Iris که برگ های شمشیری و گل های سه گلبرگی وکاسبرگی می دهند)
- اسم خاص مونث
- رنگین کمان سانی
- زنبقیان (Iridaceae از راسته ی Liliales - یک لپه ای)
- قوس و قزح
- گل زنبق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " iris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(Greek mythology) A messenger of the gods. [..]
-
ایریس
You said that Iris might have some contacts.
تو گفتی که ایریس ممکنه چند تا رابطه داشته باشه
-
زنبقها
-
جنس زنبق
plural of [i]IRI[/i]
"IRIs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای IRIs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"IRIS" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای IRIS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "iris"
عباراتی شبیه به "iris" با ترجمه به فارسی
-
پرچم زرد
-
(دیافراگم باز و بسته شونده ی عدسی دوربین عکاسی و غیره) دیافراگم قابل تنظیم · ترابند نرمش دار
-
(گیاه شناسی) زنبق ژاپنی (Iris kaempferi)
-
ایریس مرداک (نویسنده ی انگلیسی - زاده ی ایرلند)
-
زنبقیان
-
قیچی آیریس