ترجمه "irrational" به فارسی
نامعقول, غیرمنطقی, خردستیز بهترین ترجمه های "irrational" به فارسی هستند.
irrational
adjective
noun
دستور زبان
Not rational; unfounded or nonsensical. [..]
-
نامعقول
adjectiveNot characterized by truth or logic.
How inconsiderate,how indelicate, how irrational, how unfeeling had been her conduct!
چه قدر رفتارش سربههوا، بیملاحظه، نامعقول و بیخیال بود!
-
غیرمنطقی
But they also do some of the irrational things we do.
اما آنها بعضی کارهای غیرمنطقی ما را هم انجام میدن.
-
خردستیز
-
ترجمه های کمتر
- خردگریز
- نابخرد
- ناخردورز
- نافروهیده
- غیرعاقلانه
- (ریاضی) عدد اصم
- بی اندیشش
- بی خرد
- بی خردانه
- بی عقلانه
- عدد ناگویا
- عدد گنگ
- غیر عقلانی
- غیر منطقی
- فاقد نیروی استدلال و فکر
- فاقد نیروی تعقل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irrational " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irrational" با ترجمه به فارسی
-
عدد گنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن