ترجمه "irrelevant" به فارسی

نامربوط, بی ربط بهترین ترجمه های "irrelevant" به فارسی هستند.

irrelevant adjective دستور زبان

Not related, not applicable, unimportant, not connected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامربوط

    You programmed the machine to delete those irrelevant numbers.

    تو اون دستگاه رو برنامه دادي که عددهاي نامربوط رو پاک کنه.

  • بی ربط

    Matching the reliability, base load is actually irrelevant.

    متناسب با قابلیت اطمینان، بار اولیه در حقیقت بی ربط است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irrelevant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irrelevant" با ترجمه به فارسی

  • بی ربطی · نا مربوطی · نامناسبی
  • بی ربطی · بی مناسبتی · نامربوطی
اضافه کردن

ترجمه های "irrelevant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه