ترجمه "irremediableness" به فارسی
لاعلاجی, علاج ناپذیری, چاره ناپذیری بهترین ترجمه های "irremediableness" به فارسی هستند.
irremediableness
noun
دستور زبان
The state or quality of being irremediable. [..]
-
لاعلاجی
-
علاج ناپذیری
-
چاره ناپذیری
she admitted as an irremediable truth that Mauricio Babilonia had died.
به همین ترتیب به طور چاره ناپذیری دریافت که مائوریسیو بابیلونیا مرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irremediableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irremediableness" با ترجمه به فارسی
-
بی درمان · جبران ناپذیر · درمان ناپذیر · علاج ناپذیر · لاعلاج
-
بطور چاره ناپذیر
-
بطور چاره ناپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن