ترجمه "irrepressible" به فارسی
مهارناپذیر, جلوگیری ناپذیر, سرکوب نکردنی بهترین ترجمه های "irrepressible" به فارسی هستند.
irrepressible
adjective
دستور زبان
Not containable or controllable. [..]
-
مهارناپذیر
And irrepressible delight and eagerness shone in her face.
چهرهاش نمایانگر وجد و هیجانی مهارناپذیر بود.
-
جلوگیری ناپذیر
-
سرکوب نکردنی
-
ترجمه های کمتر
- غیر قابل کنترل
- مطیع نشدنی
- منکوب نکردنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irrepressible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن