ترجمه "irrigation" به فارسی

آبیاری, آبياری, ابیاری بهترین ترجمه های "irrigation" به فارسی هستند.

irrigation noun دستور زبان

The act or process of irrigating, or the state of being irrigated; especially, the operation of causing water to flow over lands, for nourishing plants. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبیاری

    noun

    The act of supplying land with water so that crops and plants will grow or grow stronger. [..]

    But if you could use it to irrigate.

    اما اگه بتونی برای آبیاری ازش استفاده کنی

  • آبياری

    noun

    The act or process of irrigating

  • ابیاری

    noun

    There was a large artificial lake used for irrigation, surrounded by a stone wall that rose above it.

    برای ابیاری مزرعه از یک دریاچه مصنوعی استفاده میشد که با یک دیوار سنگی بلند در قسمت بالای مزرعه واقع شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شستشو
    • ریزش اب بروی زخم برای پاک کردن
    • گندزدایی بوسیله شستشو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irrigation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irrigation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "irrigation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه