ترجمه "ischium" به فارسی

استخوان نشيمنگاه, استخوان نشیمنگاهی, نشیمنگاهی بهترین ترجمه های "ischium" به فارسی هستند.

ischium noun دستور زبان

(anatomy) The lowest of the three bones that make up each side of the pelvis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان نشيمنگاه

  • استخوان نشیمنگاهی

  • نشیمنگاهی

  • ترجمه های کمتر

    • ایسکیوم
    • ورک
    • (کالبد شناسی) استخوان نشیمنگاه
    • استخوان تهيگاه
    • استخوان سرین
    • استخوان شرمگاهي
    • استخوان لگن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ischium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ischium"

اضافه کردن

ترجمه های "ischium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه