ترجمه "ishmael" به فارسی
(انجیل) اسماعیل (پسر ابراهیم), آدم تبعید شده, آدم مترود بهترین ترجمه های "ishmael" به فارسی هستند.
ishmael
-
(انجیل) اسماعیل (پسر ابراهیم)
-
آدم تبعید شده
-
آدم مترود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ishmael " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ishmael
proper
noun
دستور زبان
(Judaism, Islam) The eldest son of Abraham and his wife's handmaiden Hagar who were cast out after the birth of Isaac; traditionally the ancestor of the Arabs. [..]
-
اسماعیل
properYes, Ishmael, the same fate may be thine.
آری، اسماعیل، تو نیز ممکن است همین سرنوشت را داشته باشی.
-
کشتی شکسته
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن