ترجمه "islet" به فارسی

جزیره خرد, جزیره, آبخستکچه بهترین ترجمه های "islet" به فارسی هستند.

islet noun دستور زبان

A small island. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزیره خرد

    very small island

  • جزیره

    noun

    three uninhabited islets basking in the sunshine just outside the cloud veil

    سه جزیره غیرمسکونی که درست بیرون از نقاب تیره ابر زیر نور خورشید تفتیده میشوند

  • آبخستکچه

  • ترجمه های کمتر

    • جزیرکچه
    • جزیره کوچک
    • جزیره ی بسیار کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " islet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "islet" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به islets of Langerhans
  • (کالبدشناسی) آنبوهک های لانگرهانس (در پانکراس که انسولین می سازند) · جزایر لانگرهانس
اضافه کردن

ترجمه های "islet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه