ترجمه "isodynamic" به فارسی

(وابسته به خطوطی که نقاط دارای نیروی مغناطیسی برابر را روی نقشه نشان می دهند)جورمغناطیس, هم توان, هم نیرو بهترین ترجمه های "isodynamic" به فارسی هستند.

isodynamic adjective noun دستور زبان

Having equal strength or force [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (وابسته به خطوطی که نقاط دارای نیروی مغناطیسی برابر را روی نقشه نشان می دهند)جورمغناطیس

  • هم توان

  • هم نیرو

  • هم پویا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isodynamic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "isodynamic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه