ترجمه "isomorph" به فارسی
ایزومرف, هم ریخت, هم شکل بهترین ترجمه های "isomorph" به فارسی هستند.
isomorph
noun
دستور زبان
Anything that exhibits isomorphism [..]
-
ایزومرف
-
هم ریخت
-
هم شکل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isomorph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "isomorph" با ترجمه به فارسی
-
یکریختی گراف
-
(دارای شکل یا ساختمان مشابه) همدیس · (زیست شناسی - شیمی) دارای هم ریختی (isomorphous هم می گویند) · هم شکل · همریخت
-
هم شکل در بلور شدگی · یک ریخت
-
(ریاضی) یکدیسگی · (زیست شناسی : شباهت ساختمان و شکل سازواره هایی که به گونه ها و نژادهای مختلف تعلق دارند) جور ریختی · (شیمی :شباهت بلورهای موادی که حاوی عناصر مختلف اند) جوربلوری · تکسانی · همریختی · یکریختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن