ترجمه "issue" به فارسی

شماره, نتیجه, انتشار دادن بهترین ترجمه های "issue" به فارسی هستند.

issue verb noun دستور زبان

The act of passing or flowing out; a moving out from any enclosed place; egress; as, the issue of water from a pipe, of blood from a wound, of air from a bellows, of people from a house. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شماره

    noun

    something flowing or sent out [..]

    It's like you can smell the new issues.

    انگار بوي شماره هاي جديد به مشامت مي رسه.

  • نتیجه

    noun

    The issue was, the loss of the extremities of both feet.

    نتیجه از میان رفتن دنباله هر دو پای او شده بود.

  • انتشار دادن

  • ترجمه های کمتر

    • موضوع
    • صدور
    • انتشار
    • نشريه
    • خارج شدن
    • صادر کردن
    • مسئله
    • پخش
    • مطلب
    • خروج
    • باره
    • پایان
    • عنوان
    • قضیه
    • مبحث
    • نشر
    • توزیع
    • بیرون شدن، درآمدن، خروج، اخراج، انتشار
    • سری
    • سرانجام
    • رساندن
    • ارزیافت
    • برایند
    • برونجای
    • برونریز
    • برونش
    • برونگاه
    • جستار
    • درونمایه
    • سرفصل
    • فرستش
    • مداخل
    • پراکنش
    • عایدات
    • روانش
    • وصولی
    • ضابطه
    • مخرج
    • پخشش
    • پیامد
    • عواید
    • پراکندن
    • خروجی
    • نخود
    • دهانه
    • برآمد
    • عاقبت
    • (آنچه که در هر وهله منتشر شود) چاپ
    • (از نژاد یا خانواده و غیره ی بخصوصی) تبار داشتن
    • (با: from) منتج شدن از
    • (به صورت مداخل) حاصل شدن
    • (جای)نیشتر
    • (جیره و سهمیه و غیره) دادن
    • (حقوق) اولاد
    • (معمولا با: in) به نتیجه رسیدن
    • (موضوع یا سوال و غیره) مورد بحث
    • (پزشکی - بیرونریزی یا آمدن خون یا چرک و غیره
    • اخرین شماره
    • بازماندگان 1
    • برون رفت
    • برون ریزی
    • برون فرستی
    • بریدگی یا شکاف برای خارج سازی چرک و غیره) ریزش
    • بن گرفتن از 2
    • به دست آمدن
    • بیرون آمدن
    • بیرون آمدن (یا ریختن یا تراویدن و غیره)
    • بیرون دادن
    • تعلق گرفتن به
    • تهیه کردن
    • توزیع کردن
    • جریان یافتن
    • خون ریزش
    • در رو
    • در روی
    • درآمد (از ملک یا مالیات یا جریمه)
    • درآمدن 0
    • دریافتی (ها)
    • راه خروج
    • زاده شدن
    • سخن مایه
    • سرزدن 3
    • سود ویژه
    • عاید شدن
    • منتشر کردن یا شدن
    • منجر شدن
    • منشا گرفتن
    • ناشی شدن
    • نشر کردن یا شدن
    • پخشیدن 4
    • پی امد
    • پیامد (چیزی) بودن
    • چاپ کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " issue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Issue noun

A Monacan Indian; a member of a Mestee group originating in Amherst County, Virginia. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسئله

    noun

    This is not an emergency issue.

    این مسئله اورژانس نیست.

  • صادر کردن

    Verb

    So I issued this instruction to my personal bank this morning.

    بنابراین، من امروز صبح این دستورات را برای بانک شخصی خودم صادر کردم.

  • صادر کردن- انتشار دادن

تصاویر با "issue"

عباراتی شبیه به "issue" با ترجمه به فارسی

  • مناطق مهم
  • اوراق بهادار منتشره توسط آژانس های دولت فدرال
  • انتشار آزاد، انتشار بدون قید و بند بهادار
  • هزینه انتشار
  • مسائل اجتماعی
  • بانک صادر کننده اعتبار
  • اختلاف داشتن · تفاوت داشتن · فرق داشتن · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
  • مبحث سرمایه ای
اضافه کردن

ترجمه های "issue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه