ترجمه "iv" به فارسی

چهار, عدد چهار, چهار بهترین ترجمه های "iv" به فارسی هستند.

iv adjective

being one more than three

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهار

    adjective

    waited for what what ive been driving limos for four years, holly

    منتظر براي چيچيمن چهار سال دارم ليموزينها را روند بودم ، هالي

  • عدد چهار

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

IV noun دستور زبان

A roman numeral representing four (4). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهار

    noun

    The oath of Henri IV. places sanctity somewhere between feasting and drunkenness.

    سوگند عادی هانری چهارم تقدس را در عیش و مستی جای میداد.

  • درون سیاهرگی

  • مخفف : درون رگی

  • گروه چهارتایی

    noun

عباراتی شبیه به "iv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "iv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه