ترجمه "jab" به فارسی

خنجر زدن, تندکوبه, سیخونک بهترین ترجمه های "jab" به فارسی هستند.

jab verb noun دستور زبان

In American English, the word jab is also used when someone is bothering someone else, what is commonly known as verbal jabs. "Don't throw jabs at me" and "Quit jabbing!" are popular sayings. This may be because the verbal annoyances are not substantial attacks, and are similar to a boxing jab in that they are only annoying (not a knockout blow). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنجر زدن

    verb
  • تندکوبه

  • سیخونک

  • ترجمه های کمتر

    • آمپول
    • سکه
    • (انگلیس) تزریق
    • (با چیز تیزی مانند دشنه یا میله ی سر تیز) فرو کردن
    • (با:out) فرو کردن و در آوردن
    • (به ویژه در مشت زنی) ضربه ی تند و کوتاه زدن
    • تندکوبه زدن
    • سیخ زدن
    • سیخونک زدن
    • ضربه ی تند و مستقیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه