ترجمه "jamb" به فارسی
ستون, بلندین, (در و پنجره و غیره) چهار چوب بهترین ترجمه های "jamb" به فارسی هستند.
jamb
verb
noun
دستور زبان
(architecture, interior decorating, finish carpentry) The vertical components that form the sides of a door frame, window frame, or fireplace, or other opening in a wall. [..]
-
ستون
nounI leaned my head against the jamb and listened.
سرم رو روی ستون گذاشتم و گوش دادم.
-
بلندین
-
(در و پنجره و غیره) چهار چوب
-
ترجمه های کمتر
- (سنگ کانی) ستون سنگی
- ستون سنگ معدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jamb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن