ترجمه "janissary" به فارسی

ینیچری, سرباز, سربازپیاده نظام که درزمره پاسبانان سلطان عثمانی بود بهترین ترجمه های "janissary" به فارسی هستند.

janissary noun دستور زبان

An elite, highly loyal supporter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ینیچری

    former Turkish soldier [..]

  • سرباز

    noun

    On reaching the courtyard, the Janissaries struck with their fans upon the main portal

    به محض ورود به حیاط قصر، سربازان ترک با بادبزنها کنار در اصلی به صف میشدند

  • سربازپیاده نظام که درزمره پاسبانان سلطان عثمانی بود

  • ترجمه های کمتر

    • ینگی چری
    • ینی چری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " janissary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Janissary noun

a Turkish soldier

+ اضافه کردن

"Janissary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Janissary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "janissary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه