ترجمه "jar" به فارسی
شیشه, بانکه, بستو بهترین ترجمه های "jar" به فارسی هستند.
jar
verb
noun
دستور زبان
A small, approximately cylindrical container for food, normally made of glass or clay. [..]
-
شیشه
nounsmall container for food
I wanted some salt, but there was none in the jar.
من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود.
-
بانکه
small container for food
-
بستو
nounsmall container for food [..]
-
ترجمه های کمتر
- تکان
- یکه
- خم
- کوزه
- خمره
- دعوا
- سبو
- اختلاف
- باطیه
- بستک
- تکانه
- لرزاندن
- ارتعاش
- مرافعه
- لرزش
- گردش
- ضربه
- (از ریشه ی عربی)
- (با ضربه ی ناگهانی) تکان دادن
- (با: on) اثر ناخوشایند داشتن (بر کسی)
- (به شدت) برخورد کردن
- (صدای خشن و ناموزون ایجاد کردن) صدای گوشخراش در آوردن
- (ظرف شیشه ای یا سفالی یا سنگی دهان گشاد و معمولا استوانه ای و بدون گردن) بستو
- (قدیمی) چرخش
- اختلاف پیدا کردن
- برخورد (شدید)
- به اندازه ی یک بستو (jarful هم می گویند)
- تلق تلق
- تکان دادن
- دعوا کردن
- دعواو نزاع
- صدای ناهنجار ایجاد کردن
- مرتعش کردن
- ناسازگار بودن
- یکه خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
JAR
noun
دستور زبان
Initialism of [i]Java ARchive[/i]. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"JAR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای JAR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "jar"
عباراتی شبیه به "jar" با ترجمه به فارسی
-
بطری لید
-
ظرف یا پوشش شیشه ای و ناقوس شکل (که برای مجزا نگه داشتن گازها یا هوا و غیره به کار می رود) · پارچ زنگدیس
-
شیشه ی دردار و دهان گشاد (برای مربا و غیره)
-
شیشه ی دهان گشاد · شیشه ی مربا
-
انچه دریک jarجامیگیرد · دعواو نزاع · سبو · کوزه
-
تصادف · تکان · تکان دهنده · ستیزه · مخالف · مصادف · مغایر · مغایرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن