ترجمه "jasmine" به فارسی

یاسمن, یاس, یاسمون بهترین ترجمه های "jasmine" به فارسی هستند.

jasmine noun دستور زبان

Any of several plants, of the genus Jasminum, mostly native to Asia, having fragrant white or yellow flowers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاسمن

    noun

    plant of genus Jasminum [..]

    In his cupped palms he carried a small heap of fresh jasmine.

    در گودی کف دستانش توده کوچکی یاسمن تازه داشت.

  • یاس

    noun proper

    and it was impossible to discern the ardent scent of jasmine behind the vapors of death from the open sewers.

    دیگر نمیشد در پشت بوی گند فاضلابهای باز، بوی معطر گل یاس را استشمام کرد.

  • یاسمون

  • ترجمه های کمتر

    • گل یاس
    • یاسمین
    • ياسمن
    • جاسمینوم
    • ژاسمين
    • (از ریشه ی فارسی)
    • (رنگ) زرد کمرنگ
    • (گیاه شناسی) یاسمن (انواع گیاهان جنس Jasminum از خانواده ی olive)
    • انواع گیاهان همانندیاسمن
    • جنس یاس
    • جنس یاسمن
    • ياسمن سفيد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jasmine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jasmine proper

A female given name [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاسمن

    proper

    female given name

    In his cupped palms he carried a small heap of fresh jasmine.

    در گودی کف دستانش توده کوچکی یاسمن تازه داشت.

  • یاسمین

    female given name

    Jasmine Roman envisions a future with no sectarianism.

    یاسمین رومان رویای آیندهای بدون فرقهگرایی را دارد.

تصاویر با "jasmine"

عباراتی شبیه به "jasmine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jasmine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه