ترجمه "jaunt" به فارسی
گردش, گشت, تفرج بهترین ترجمه های "jaunt" به فارسی هستند.
jaunt
verb
noun
دستور زبان
(archaic) A wearisome journey. [..]
-
گردش
nounWinn took Mon-El on a jaunt through the city last night.
.دیشب وین ، مون-ال رو برای گردش برده به شهر
-
گشت
-
تفرج
noun
-
ترجمه های کمتر
- تفریح
- (به سفر کوتاه رفتن) گردش رفتن
- (به) گلگشت رفتن
- (سفر کوتاه تفریحی) گلگشت
- سفر تفریحی
- گشت زدن
- گشت و گردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaunt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jaunt" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه در ایرلند - سده ی نوزدهم) درشگه ی دوچرخه (سبک و بی سقف)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن