ترجمه "javelin" به فارسی
نیزه, زوبین, پرتاب نیزه بهترین ترجمه های "javelin" به فارسی هستند.
javelin
verb
noun
دستور زبان
A light spear thrown with the hand and used as a weapon [..]
-
نیزه
nounspear used in athletic competition [..]
those on horseback with wheel lock muskets, those on foot with javelins and swords
سواران تفنگ شم خال داشتند و پیادگان به نیزه و شمشیر مسلح.
-
زوبین
spear used as a weapon
-
پرتاب نیزه
nounten times my best distancelike a javelin.
10 برابر بهتر از شعاع قبلیام مثل پرتاب نیزه.
-
ترجمه های کمتر
- ژوبین
- (ورزش) نیزه (به درازی هشت و نیم فوت)
- نیزه پرانی (Javelin throw هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " javelin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "javelin"
عباراتی شبیه به "javelin" با ترجمه به فارسی
-
زوبین دار · نیزه دار
-
پرتابگر نیزه
-
پرتاب نیزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن