ترجمه "jeering" به فارسی
تمسخر, ریشخند, طنز بهترین ترجمه های "jeering" به فارسی هستند.
jeering
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of jeer. [..]
-
تمسخر
nounI insulted him on a perfectly extraneous pretext, jeering at his opinion upon an important public event
بدین معنی که عقیده او را درباره پیش آمد مهمی به باد تمسخر گرفتم.
-
ریشخند
nounNow and again the orc driver fell back and jeered at them.
گاه و بیگاه فرمانده اورکها عقب میماند و آنها را ریشخند میکرد.
-
طنز
noun -
مسخره
nounYour friends would be frozen with embarrassment, and your enemies would jeer.
دوستانت از خجالت آب مي شن و دشمنانت مسخره ات مي کنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jeering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jeering" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با: at) هو کردن · تمسخر · دست انداختن · ریشخند · سر و صدا و مرده بادگویی · سر کوفت · طعنه · طعنه زدن · طنز · طنز گفتن · لاغیدن · مسخره · مورد تمسخر (یا شیشکی یا طعنه و خنده) قرار دادن · هو کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن