ترجمه "jelly" به فارسی
ژله, مربا, لرزانک بهترین ترجمه های "jelly" به فارسی هستند.
jelly
adjective
verb
noun
دستور زبان
(New Zealand, Australian, UK) A dessert made by boiling gelatine, sugar and some flavouring (often derived from fruit) and allowing it to set [..]
-
ژله
noundessert
Too thin for jelly and too thick for jam.
به نظر آنها مربای موز برای ژله خیلی رقیق بود و برای مربا خیلی غلیظ.
-
مربا
nounMeg is a great comfort to me and lets me have jelly every night at tea
مگ خیلی باعث تسکین منست و هر شب سر چایی اجازه میدهد که مربا بخورم.
-
لرزانک
nounHis body seemed to have not only the weakness of a jelly, but its translucency.
پنداشتی بدنش نهتنها وارفتگی لرزانک که شفافیت آن را هم داشت.
-
ترجمه های کمتر
- ژلاتین
- حریره
- دلمه
- با ژله پوشاندن (خوراک)
- تبدیل به ژله کردن یا شدن
- له و لورده کردن
- ماده ی ژلاتینی (مانند بخش سرد شده ی آبگوشت کله پاچه)
- همراه ژله سرو کردن
- ژله دار کردن
- ژله شدن
- ژله مانند کردن
- یخ در بهشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jelly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jelly"
عباراتی شبیه به "jelly" با ترجمه به فارسی
-
لرزانک (ژلاتین خوراکی که از جوشاندن پاچه ی گوساله به دست می آید)
-
رجوع شود به petrolatum
-
سس نعناع
-
گوشت ژلهشده
-
شیر ژلهشده
-
عسل غنی (که بچه زنبورها از آن تغذیه می کنند) · غذای ملکه · لرزانک سلطنتی
-
سريشم ماهي · ژلاتین
-
بسته · دلمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن