ترجمه "jerking" به فارسی

تلق تلق, تکان, یکه بهترین ترجمه های "jerking" به فارسی هستند.

jerking noun adjective verb دستور زبان

Present participle of jerk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلق تلق

    noun
  • تکان

    noun
  • یکه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jerking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jerking" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا- خودمانی) ناکس · (اندام بدن یا اعضای صورت) بلا اراده تکان خوردن · (با حرکات تند و ناگهان) شلیدن · (با حرکت ناگهان و تند) کشیدن · (به شدت و سرعت) وا زدن · (تند و ناگهان) تکان خوردن · آدم احمق و خطا کار · آپارتی · با تکان حرکت کردن · بریده بریده سخن گفتن · به جلو فشار دادن یا افکندن · تاباندن · تشنج · تلق تلق · تکان · تکان دادن · تکان یا حرکت غیر ارادی · جرک · جنبش · جویده جویده حرف زدن · حرکت تند · داالرقص · رجوع شود به jerky · زنکه · سالوس · ضربه · لغ لغ کردن و رفتن · لقوه · لقوه داشتن · لنگیدن · لوشیدن · مردکه · نابکار · وا زدن · وول خوردن · پس زدن · پیچاندن · کشش · کندیدن · گوشت را تراشه کردن و (در آفتاب) خشکاندن · یدک کش · یکه
  • (وزنه برداری) یک ضرب
  • رجوع شود به patellar reflex
  • دستخوش امواج
  • (امریکا- خودمانی) متصدی soda jerker( soda fountain هم می گویند)
  • (عامیانه) · (مجازی) ناخودآگاه · بدون تعمق و تفکر · حرکت غیر ارادی زانو (در اثر ضربه ی خفیف)
  • (امریکا- خودمانی) ناکس · (اندام بدن یا اعضای صورت) بلا اراده تکان خوردن · (با حرکات تند و ناگهان) شلیدن · (با حرکت ناگهان و تند) کشیدن · (به شدت و سرعت) وا زدن · (تند و ناگهان) تکان خوردن · آدم احمق و خطا کار · آپارتی · با تکان حرکت کردن · بریده بریده سخن گفتن · به جلو فشار دادن یا افکندن · تاباندن · تشنج · تلق تلق · تکان · تکان دادن · تکان یا حرکت غیر ارادی · جرک · جنبش · جویده جویده حرف زدن · حرکت تند · داالرقص · رجوع شود به jerky · زنکه · سالوس · ضربه · لغ لغ کردن و رفتن · لقوه · لقوه داشتن · لنگیدن · لوشیدن · مردکه · نابکار · وا زدن · وول خوردن · پس زدن · پیچاندن · کشش · کندیدن · گوشت را تراشه کردن و (در آفتاب) خشکاندن · یدک کش · یکه
  • دستخوش امواج
اضافه کردن

ترجمه های "jerking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه