ترجمه "jest" به فارسی

مزاح, لاغیدن, شوخی بهترین ترجمه های "jest" به فارسی هستند.

jest verb noun adverb دستور زبان

(archaic) An act performed for amusement; a joke. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزاح

    noun

    Oh! came rebukes from all sides addressed to the jesting soldier.

    از هر طرف سربازی را که مزاح کرده بود ملامت نمودند: آه!

  • لاغیدن

    to tell a joke

  • شوخی

    noun

    At the moment of jest, the serious makes its entry.

    در آن موقع که شوخی در کار است جدی نیز پای در میان میگذارد.

  • ترجمه های کمتر

    • لطیفه
    • شوخی کردن
    • مسخره
    • خنده
    • ریشخند
    • طعنه
    • لودگی
    • بذله
    • مضحکه
    • جوک
    • خوشحالی
    • سردماغی
    • سخره
    • تفریح
    • گوشه
    • (مهجور) کار قابل توجه
    • تسخر زدن
    • خرم دلی
    • خوش طبعی
    • دست انداختن
    • دست اندازی
    • دلقک بازی
    • دلقک بازی در آوردن
    • ریشخند کردن
    • شیرین کاری
    • لودگی کردن
    • مزاح گفتن
    • مسخره بازی
    • مسخره کردن
    • کار بزرگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jest"

عباراتی شبیه به "jest" با ترجمه به فارسی

  • برشته شدن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · کباب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "jest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه