ترجمه "jobber" به فارسی
بنکدار, دلال, سودجو بهترین ترجمه های "jobber" به فارسی هستند.
jobber
noun
دستور زبان
(archaic) One who works by the job. [..]
-
بنکدار
noun -
دلال
noun -
سودجو
noun
-
ترجمه های کمتر
- مزدکار
- (انگلیس) دلال سهام
- انجام دهنده ی کارهای متفرقه
- خریدار عمده (که از تولیدکننده می خرد و به فروشگاه می فروشد)
- عمده فروش
- مقاطعه کار
- کار چاق کن
- کارگر قراردادی
- کارگزار بورس (که با مشتریان خرده پا سر و کار ندارد: با broker فرق دارد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jobber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jobber
-
توزیع کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن