ترجمه "joe" به فارسی

آدم, کس, نگار بهترین ترجمه های "joe" به فارسی هستند.

joe noun دستور زبان

(informal) A male; a guy; a fellow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدم

    noun proper

    But mostly he's just a walk away joe.

    اما خيلي راحت آدم ها رو ترک ميکنه.

  • کس

    noun

    joe nobody else needs to die. we can go we can get outta here

    جوديگه لازم نيست کسي بميرهما بايد از اينجا بريم

  • نگار

    noun proper

    But then he told me his name was Joe Strombel, a journalist from the land of the departed.

    اما بعد اون به من گفت اسمش " جو استرامبل " است يه روزنامه نگار از سرزمين مردگان

  • ترجمه های کمتر

    • یار
    • (اسکاتلند) معشوق
    • (بیشتر با J کوچک) مرد
    • (خودمانی)
    • شخص J( -2 کوچک) قهوه
    • مخفف : (انجیل) یوئیل
    • مخفف : Joseph
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " joe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Joe noun proper دستور زبان

A common nickname for Joseph, also used as a formal male given name. [..]

+ اضافه کردن

"Joe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Joe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "joe" با ترجمه به فارسی

  • جو پشی
  • (امریکا - عامیانه) دانشجوی عادی · دانشجوی معمولی
  • جو ستریانی
  • (امریکا - ساندویچ گوشت چرخ کرده و رب گوجه فرنگی و ادویه) اسلاپی جو
  • پدر روحانی
  • جوزف بایدن
  • فرد معمولی
  • (خودمانی) · آدم عادی · فرد معمولی · فلان کس · فلانی
اضافه کردن

ترجمه های "joe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه