ترجمه "joke" به فارسی

شوخی, جوک, مسخره بهترین ترجمه های "joke" به فارسی هستند.

joke verb noun دستور زبان

An amusing story. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوخی

    noun

    something said or done for amusement

    My friend always jokes when I am not in the right mood.

    دوست من همیشه وقتی که من حس و حالش رو ندارم شوخی میکنه.

  • جوک

    noun

    amusing story [..]

    He waited for me to laugh at his joke, and then made a face.

    جورهایی تو ذات مه او منتظر ماند تا به جوک او بخندم و بعد، شکلکی درآورد.

  • مسخره

    noun

    worthless thing or person

    It was a stupid joke between me and Manu.

    فقط يه جک مسخره بين منو " مانو " ــه.

  • ترجمه های کمتر

    • شوت
    • مزاح
    • لطیفه
    • شوخی کردن
    • خنده
    • شوری
    • طعنه
    • گنگل
    • گواژ
    • شوخه
    • لاغ
    • لاغیدن
    • گواژانگیز
    • شنگ
    • گوشه
    • (داستان کوتاه و خنده دار یا حیله و حقه ی خنده دار) شوخی
    • (عامل خنده دار در هر موقعیت یا رویداد) جنبه ی مزاح انگیز
    • (نادر) دست انداختن
    • (چیز یا شخص) مضحکه
    • به شوخی گفتن یا کردن
    • خوش طبعی
    • لطیفه گفتن
    • مایه ی خنده
    • مزاح گفتن
    • مسخره کردن
    • مضحکه کردن
    • مورد تمسخر قرار دادن
    • مچل کردن
    • هزل گویی
    • گنگل زدن
    • گواژ گفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " joke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "joke"

عباراتی شبیه به "joke" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "joke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه